تبليغاتX
ازکی چه خبر ؟ (الکترونیک شوشتر )

ازکی چه خبر ؟ (الکترونیک شوشتر )

اطلاع رسانی

اول نوشت

با توجه به دعوت آقای رمضانی ودر پی اظهار تمایل آقای محسنی من نیز بر آن شدم تا به این جمع بپیوندم .  امیدوارم این همکاری باعث هرچه بهتر شدن وبلاگ وهمچنین حفظ ارتباط بین بچه ها مخصوصا بچه های 84 شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26ساعت 14:5  توسط محسن چراغی زاده  | 

یک ماه بعد !!!؟

 

         همانطوری که در  جریان هستید پس از کش و قوس های فراوان تمام امضا های چک لیستام رو گرفتم ولی از بخت بد ما مسئول دایره امتحانات  ، خانوم باقری که دست کمی هم از مسئول کتابخونه دانشکده تحصیلات تکمیلی نداره   استعفا داده و معلوم نیست پرونده ما تا کی باید اونجا بمونه و خاک بخوره تا خانوم بیاد امضاش کنه در همین لحظه  دوست عزیزم  برادر بزرگوار آقای نوذری تماس میگیره و میگه ببین پروندم اومده  فارغ التحصیلان یا نه ؟  که از شانس خوبش اومده بود . جالب بود بعد یه مدت اسم خیلی از دوستان اونجا ثبت شده بود که در قسمت پی نوشت اسامیشون رو نوشتم  ولی بعد اینکه میخواستم برگه تسویه حسابش رو بگیرم  همون خانومی که باید برگه تسویه حساب رو میداد یعنی خانم صالحی گفت برو یک ماه دیگه  بیا !!؟ من نمیدونم چرا اینقدر دانشجو ها رو اذیت میکنن ؟؟؟    تازه من 2 روز پیش به دوستم قدیر براتی که اهواز بود گفتم  که مدارکش اومده فارغ التحصیلان بلند کن بیا برگه تسویه رو بگیر ولی وقتیم  اومد  بعد از کلی خواهش و تمنا برگه رو بش ندادند و اونم توی این گرمای هوا دوباره برگشت اهواز ........

    پی نوشت : این اسامی دیروز ثبت شده بود (17/6/88) 

 روح الله نوذری   –   علی  نعمتی  –   محمد پور ارجمندی  – سید محمود رستگاری  –  اشکان نیا – رضایی   –   امید رضا زاده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 12:44  توسط جلال رمضانی زاده  | 

فارغ التحصیلی

 

   تمام 4 سال درس خوندن یه طرف این زحماتی که باید برای فارغ التصیلی بکشیمم یه طرف ، 2 هفته هست که دارم میرم دانشگاه ولی متاسفانه کسی جواب گوی  خیل عظیم داشجویان الکترونیک شوشتر که این روزا هم  دارن زیاد میشن نیست ( شنیده شده 260 نفر برای کارشناسی پیوسته ورودی  88 قبول شده) خلاصه اینکه چون کارشناس رشته قبلی خانوم انتیکه فروش که جا داره از ایشون به خاطر اخلاق  و رفتار خوبش تشکر کنم به دلیل ز.ا.ی.م.ا.ن  6 – 7  ماهی حضور ندارند و من تو این 2 هفته همش دنبال آقای انصاری بودم که بیاد جای خانوم انتیکه  و خدا رو شکر با دستوراتی که آقای صادقی دادند قرار شده آقای انصاری یه مدت کارشاناس رشته برق بشه . ولی بازهم به دلیل اینکه ایشون تخصص کاملی نداره صف شلوغی از مراجعه کنندگان تو دفتر آموزش خود نمایی میکرد.

دیروز و  امروز رفته که رفته بودم دانشگاه چند تا از بچه های خودمون رو دیدم از جمله علی جلیلی 

   که جزو اولین نفراتی بود  که برگه تسویه حساب رو گرفته بود تو دستش و داشت امضا های آخر رو میگرفت  و من این  جوری   در حسرت بودم  و بعد شنیدم  یه جا به صد محکمی برخورده و دیگه نتونسته پیشروی کنه و اون کتابخونه فنی مهندسی بود.. نیست  یه خانومه خوش اخلاقی اونجا کار میکنه و هر کی میره اونجا به همین خاطر  علی جون متوقف شده !! .

امروز  ناصر سلطانی  به همراه محسن چراغی رو هم دیدم و در مورد کنکور  ارشد بحث میکردیم نتیجه این شد این  2 تا میخوان بکش بخونند واسه ساله آینده منم واسشون دعا میکنم . حسن غیضانپور (داش حسن : به دلیل صمیمی بودن  )

 رو هم امروز دیدم که اومده بود ببینه مدارکش کم و کسری داره یا نه   داش حسن ما  منتظر قوانین جدید معافیته که ببینه چه موقع معاف میشه . راستی دیروز  فریبرز بهداروند   رو دیدم که بعد مسافرت تازه برگشته بود شوشتر ،  فریبرز  از بس بچه خوش شانسی بود با قوانین 3 برادری معاف شده و  طبق قولی که داده

و احسان محسنی  و ناصر سلطانی   هم شاهد  هستند  قرار شده  به خاطر معافیتش یه راس گوسفند بکشه   و تمام بچه ها رو دعوت کنهبه صرف ناهار  ....

شما چه خبر ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/15ساعت 16:14  توسط جلال رمضانی زاده  | 

سفرنامه

 بالا نوشت :  قبل از نوشتن سفرنامه باید به آقا احسان بگم این وبلاگ متعلق به خودته و ادبیات نوشتاریتم حرف نداره بهتر از منه و اینکه شرمنده کردی...  و دیگر اینکه آقای قدیر براتی قصد داره بزودی یه سری از جزوه هاش رو از طریق این وبلاگ در اختیار شما قرار بده.

 

متاسفانه نمیدونم  تو این چند سال چه اتفاقی افتاده که این گرد و خاک ها دست از سر ما خوزستانی ها و استانهای همجوار بر نمی دارن  خودتون خوب میدونید که 3 – 4 سال پیش اصلا اینجوری نبود و گهگاهی یه خورده خاک میومد ولی نه اینجوری و با این شدت ،  به هر حال کاریش نمیشه کرد  . به همین خاطر پس از دادن امتحانات و یه ذره  استراحت ،  تصمیم بر این گرفته شد مسافرت یک هفته به استان زیبای چهار محال و بختیاری داشته باشیم البته من تا حالا سه بار اونجا  رفته بودم و این سری دفعه چهارمی بود که میرفتم  صبح روز 15 مرداد 88 حرکت کردیم و غروب رسیدیم شهرستان فارسان که نزدیک شهرکرده و جای خوش آب و هواییه اونجا مکان توریستی زیبایی  داره به نام پیر غار  تو پیر غار علاوه  بر  سنگ نوشته تاریخ مشروطه که به دستور سردار اسعد بختیاری حک گردیده  یک چشمه پر آب داره که از دل زمین می جوشه و خیلی آبش سرده و دلیل اینکه اسم پیرغار رو براش انتخاب کردن اینه که  گفته شده یه  پیرمردی رو دنبال کردن و فرار کرده  رفته توی این غار  و دیگه بر نگشته .... شب رو اونجا بودیم و فرداش رفتیم شهرستان کوهرنگ .

شهرستان کوهرنگ علاوه بر اینکه چشمه های پر آب و جاذبه های  گردشگری زیادی که داره بیشتر به خاطر تونل کوهرنگ معروفه ، تونل کوهرنگ تونلی است که برای انتقال آب کوهرنگ  به زاینده‌رود  نخستین تونل کوهرنگ در سال ۱۳۳۲ بهره‌برداری شد. در دهه ۱۳۵۰ تونل دوم و در دهه ۱۳۷۰ سومین تونل کوهرنگ به بهره‌برداری رسید.

 پیشینه تاریخی تونل کوهرنگ : آب کوهرنگ یکی از سرچشمه‌های کارون بود. پیوستن آن به زاینده‌رود بخاطر نزدیکی سرچشمه این دورود از گذشته در نظر بوده است. در ۹۹۶ ه.ق. شاه طهماسب اول ماموریت پیوستن این دو رود را به میرفضل‌الله شهرستانی حاکم اصفهان سپرد. قرار بود که با کندن مسیری در کوه کارکنان این کار انجام شود. ولی بخاطر تحولاتی این کار به سرانجام نرسید. در دوره شاه عباس اول نیز کوششی شد و آن نیز ناتمام ماند. در مهر ماه ۱۳۲۷ کار احداث تونل کوهرنگ آغاز شد و در مهرماه ۱۳۳۲ به بهره‌برداری رسید.

سه بار گذشته که کوهرنگ اومده بودیم   غار یخی رو نرفته بودیم به همین خاطر پس از یک روز استراحت ساعت 9 صبح روز 17 مرداد بار و بندیل رو بستیم  که بریم غار یخی  ، قبل از اینکه برم و اونجا رو از نزدیک ببینم باورم نمیشد تو چله تابستون اونم 300 کیلومتری خوزستان که گرمای 50 درجه داره  یه هچین غاری یخی 100 متری وجود داشته باشه . پس از طی 20 کیلومتر راه که متاسفانه 12 کیلومترش خاکی بود رسیدیم  اونجا باورتون نمیشه چه جای با صفایی بود ، یه دشت کوچیک اونجا بود و  عشایرم اونجا  چادر زده بودن برای رفتن به غار یخی دو راه وجود داشت یکی اینکه از روی یه کوه چند صدمتری بری بالا و دوباره بیای  پایین  تا به غار یخی برسیم  ابته اکثرا مردم  این راه رو انتخاب میکردن به نظر من این راه با عقل جور در نمیومد و راه دومی که ما انتخاب کردیم این بود که از دهانه کوه بریم  حتما میگید چرا بقیه ازاون راه میرفتن؟ دلیل اینکه از این  راه نمی رفتن این بود که باید پاشون میذاشتن توی این آب سرد که بی نهایت سرد بود من خودم  سه چهار ثانیه پام تو آب یخ زدم  . خدا رو شکر هوا آفتابی بود وگرنه معلوم نبود چه بالایی سرمون میومد . یه سری  عکس   و فیلم از غار یخی گذاشتم  برای دانلود میتونید استفاده کنید البته فیلمش مخصوص موبایله فرمت 3gp


بعد از دیدن غار یخی رفتیم چشمه دیمه ، چشمه دیمه نام چشمه‌ای‌ست که در کنار روستایی  که به همین نام واقع است. این روستا در نزدیکی شهرستان کوهرنگ که در 45 کیلو متری شهرستان فارسان واقع می باشد قرار دارد. در نزدیکی این چشمه دشت لاله‌های واژگون قرار دارد. این چشمه‌ یکی از سرشاخه‌های اصلی رودخانه زاینده رود است. بر اساس بررسی های به عمل آمده آب این چشمه از لحاظ املاح و مواد معدنی بسیار غنی است.

همونطور که تو عکس ها  میبینید حدود 15 چشمه از دل این کوه که من از بالاش عکس گرفتم  میاد بیرون که واقعا در نوع خوش بی نظیر و تو ایران همچین جایی کم گیر میاد. کمتر کسی جرات میکنه تو آب دیمه شنا کنه ولی من این کار رو کردم  . تو مسیر برگشت از دریاچه سد کارون 3 که طول دریاچه اش 60 کیلومتره هم  عکس انداختم .

امید وارم از این سفرنامه خوشتون اومده باشه....

دانلود عکس های غار یخی و چشمه دیمه 1 ( 9 عکس با حجم 1.21 مگ)

دانلود عکس های غار یخی و چشمه دیمه 2 (11 عکس با حجم 1.50 مگ)

دانلود فیلمی از غار یخی( 3 دقیقه با حجم 3 مگ )



آلبوم عکس ها به صورت کامل 



Kohrange Bakhtiyari

Aug 24, 2009

photos: 26




اینم یه سری عکس دیگه برای دیدن :

 پیر غار 1

پیر غار ۲

سنگ نوشته مشروطه در پیر غار

تونل کوهرنگ در تابستان

تونل کوهرنگ در زمستان




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/02ساعت 1:34  توسط جلال رمضانی زاده  |